أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

327

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

دلتنگ بخانهء پدر آمد انواع طعامها ساخته بودند پيش او آوردند گفت : مرا ازين هيچ نمىبايد آنم ميبايد كه همسايه پخته بود پيش من بخوردند و مرا از آن هيچ ندادند . هر چه گفتند هيچ فايده نبود پدر از آن رنجور شد همسايه را حاضر گردانيد گفت : روا باشد كه از تو رنجى به من رسد ؟ ! گفت : حاشا و كلّا چگونه ؟ - مرد قضيّه با او بگفت همسايه فرو ماند ساعتى و گفت : اين سرّى است كه تو آشكارا ميفرمائى كردن و اگر نه هرگز نگفتمى ، آن نواله بكودك تو براى آن ندادم كه خداى ما را مباح كرده بود و شما را مباح نيست ، گفت : سبحان اللّه اين چگونه باشد كه در شرع طعامى ما را حلال نبود و ترا حلال بود ؟ ! گفت : بلى ، گفت : آن كدام است ؟ - اين آيت بر خواند [ فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ - مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ ] آنچه ما مىخورديم مردار بود و ما را مباح بود و شما را نبود مرد رنجور دل شد و گفت : تو در همسايگى من باشى و حال تو به اين جا رسيده و من بى خبر ، سوگند داد كه از سراى بيرون نشود تا آنچه داشت از مال و ملك با او مقاسمت كرد و ببخشيد چون متوفّى شد او را در خواب ديدند گفتند : خداى با تو چه كرد ؟ - گفت كه : بر من رحمت كرد به آن مواسات كه با همسايه كردم و اين حكايت اگرچه لايق نيست براى آن آوردم تا بدانى كه پرده بر احوال خود پوشيدن و حاجت عرضه ناكردن اوليتر بود كه ربما مقصود از آن بهتر بر آيد كه از سؤال و تعرّض . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 4 ] يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ ( 4 ) چون خداى بيان بعضى محرّمات كرد درين آيات متقدّمه رسول را پرسيدند كه ما را چه چيز حلال است ؟ - خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اى محمّد از تو ميپرسند كه : ايشان را چه حلال است و حلال گردانيده است خداى ؟ - جواب ده و بگوى كه : حلال كردند شما را از ذبايح آنچه پاك و حلال است و مراد به [ طيّبات ] محلّلات است از آنجا كه هر كجا كه ذكر حلال كرد آن را بطيّب وصف كرد « وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً » و طيّب پاكيزه و لذيذ بود [ وَ ما عَلَّمْتُمْ ] اى و صيد ما علّمتم و صيد آنچه آموخته باشيد آن را از